تبليغاتX
ღღ My Love Is Tivaღღ

تاريخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت :18:19
. . . ترانه ای باش میان این سكوت تنگ و تاریك . . .

در آغوشم بگیر میان این تگرگ غصه ها . . .

من خسته ام . . .

دلم برای چشمانت تنگ میشود . . .

كه بیایی با كوله باری از ترانه . . .

كه صر پاره كنی لحظه های درد آلودم را . . .

بیا كه فرصتی نمانده . . .

من برای داشتن لحظه ای از تو تمام داشته ام داده ام . . .

بیا كه فرصتی نمانده . . .

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت :22:47
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تو
تاريخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت :16:55
تو الفبای عشق منی،
تمام واژه های زندگی ام با تو ساخته می شود،
تمام جملات درونم از تو سرچشمه می گیرد،
سخن دل و دیده ام تویی،
گاهی وقتها دلم می خواهد شیرین ترین شعر جهان را بسرایم و تقدیمت كنم،
دوست دارم زیباترین داستان عالم را بنویسم و به حضورت آورم،
دوست دارم فریاد بزنم،
تجلی پندارم، نوای زمزمه هایم و آوای ناگفته هایم تو هستی،
دوستت دارم،
و می دانم كه دوستم داری.

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
انتظار..
تاريخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت :20:36
خسته ام کنون ز  انتظارها
در میان ابراها و یاس ها

من همیشه مانده ام میان این دلم
در میان عقل و دیده ها و رازها

اینک ای توان ناتوان من
دست خود به شانه ام دراز کن

کن نوازشی نگاه سرد من
با دلم ترانه ای تو ساز کن

در تمام روزهای سرد من
آتشی که رنگ آن نگاه توست ...

بر سکوت آبی ام جوانه کرده ست
این سکوت من که مامن جفای توست !

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت :12:4
ایست زمان

 هر لحظه کندتر می شود

نبض ساعت

گویی ثانیه شمار ایستاده می دود

دیگر مات شده اند

ثانیه ها

در شفافیت ایست زمان

و حالا دیگر

تک تک سلول های دالان

ساعتشان را نگاه می کنند

که چگونه بی حرکت

می رقصد زمان

و همچنان ایستاده می دود

ثانیه شمار

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :11:44
اشکها میلغزند بر رخسار زردم


آرزو دارم جایی روم که دیگر بر نگردم


روز و شب رهسپار گشتند و افزودند دائم


شامها داغی به داغم روزها دردی به دردم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
انتظار
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :0:27
انتظار می کشم و باز انتظار می کشم؛ کار دیگری جز انتظار ندارم. انتظار برای آن چیزهایی که آرزوهایم را ساخته اند. انتظار برای روزهای بهتر، انتظار برای پایان تیرگی ها، انتظار برای گفتن حرفهای نگفتهای که راه گلویم را سد کرده اند، انتظار برای پایان یافتن خاموشی فریادهایم، انتظار برای شنیدن صدایی عاشقانه از میان تیرگی شب

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :0:12
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کاش برگ های آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :0:4
عشق از دیدگاه دکتر علی شریعتی

عشق چیست؟ عشق زاییده تنهایی است و تنهایی زاییده عشق است.
عشق تنها با اشک سخن می گوید.

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت :23:48
اگر تو رو دوسیت دارم خیلی زیاد من و ببخش اگر توای اون که فقط دلم می خواد من و ببخش من و ببخش اگر شب ستاره ها رو می شمارم من و ببخش اگر خیلی بهت می گم دوسیت دارم من و ببخش که برات سبدسبد گل می چینم من و ببخش اگر شبا فقط تو را خواب می بینم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت :23:46
زندگی به من آموخت كه چگونه گریه كنم
اما گریه به من نیاموخت كه چگونه زندگی كنم
تو نیز به من آموختی كه چگونه دوستت بدارم
اما به من نیاموختی كه چگونه فراموشت كنم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت :13:56

ما را زفهميدن عشق غافل كردند
فهميدن عشق را چه مشكل كردند
انگار كسي به فكر ماهيها نيست
سهراب بيا كه آب را گل كردند

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: شنبه بیست و چهارم شهریور 1386 ساعت :13:3

نمی دانم شبی از من حـــــکایت میکنی یا نه

 

ازین گلهای چشـــــــما نم روایت میکنی یا نه

 

شکستی قلب تردم را به قلب سخت خود اما

 

زقلب سنگ خود از خود شکایت میکنی یا نه

 

بر یدی و نپیو ستی  به اَیینی کــه خود  داری

 

عبور از چشم سر خم را رعایت میکنی یا نه

 

من اَن بیمار عشقم کز پی در مان نمیدا نم

 

شراب اَسا به رگها یم سرایت میکنی یا نه

 

تمام عمر " رهرو " زیر بارانها گذشت اکنون

 

بدین اخلاق بارا نخورده عادت میکنی یا نه

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
بگویید
تاريخ: پنجشنبه بیست و دوم شهریور 1386 ساعت :21:31
او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده .

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد . و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
فرق
تاريخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت :17:5
ازم پرسید  هیچ مییدونی فرق تو و خون در چیه ؟
با تعجب و کنجکاوی گفتم  نه چیه؟
با یه لبخند دلنشین در حالیکه اشک کاسه چشاش رو پر کرده بود  گفت
 اینکه  خون  میره توی قلب و برمیگرده
اما تو میری توی قلب و دیگه بر نمیگردی

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: چهارشنبه بیست و یکم شهریور 1386 ساعت :16:45
شب بود و شمع بود ومن بودم و غم

شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت

چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت

بیا بیا که سوختم همیشه به راه تو

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
برای تو..
تاريخ: یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت :13:49
برای تو می نویسم ....

برای تویی كه تنهایی هایم پر از یاد توست...

برای تویی كه قلبم منزلگه عـــشـــق توست...

برای تویی كه چشمانم همیشه به راه تو دوخته است...

برای تویی كه مرا مجذوب قلب ناز و احساس پاك خود كردی...

برای تویی كه هر لحظه دوری ات برایم مثل یک قرن است ...

برای تویی كه سـكوتـت سخت ترین شكنجه من است....

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه هجدهم شهریور 1386 ساعت :13:33
تورا گم کرده ام امروز ...

وحالا لحظه های من ...

گرفتار سکوتی سرد و سنگینند ...

وچشمانم ...

که تا دیروز به عشقت می درخشیدند ...

نمی دانی چه غمگینند ...

چراغ روشن شب بود ، برایم چشم های تو ...

نمی دانم چه خواهد شد ...

پر از دلشوره ام ...

بی تاب ودلگیرم ...

 کجا ماندی که من بی تو هزاران بار ، در هر لحظه می میرم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
حرف دل
تاريخ: شنبه هفدهم شهریور 1386 ساعت :21:10
خدایا عاشقش هستم

خدایا مگیر او را دگر از من

من از او شور و حال و گرمی و احساس می خواهم

من او را پاك تر از غنچه های یاس می خواهم

خدایا عاشقش هستم

خدایا مگیر او را دگر از من

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
هستم تاآخر
تاريخ: پنجشنبه پانزدهم شهریور 1386 ساعت :14:22

تا دنیا دنیاست با توام،با قلب مهربون تو

طاقت ندارم ببینم،غصه ی توی چشماتو

 زانوی غم بغل نگیر،تو تنها نیستی عشق من

وقتی که غرق غصه ای،بارونی میشه چشم من

بارونـــــــــی میشــــــــــــه چشــــــــــم مـــــــن

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
هدیه
تاريخ: سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت :16:29
می خواستم برایت هدیه ای بفرستم نسیم گفت مرا بفرست تا موهایش را نوازش کنم باران گفت مرا بفرست تا صورتش را بشویم و اشکهایش را پاک کنم ناگهان قلبم گفت مرا بفرست نا دوستش داشته باشم و تو همه وجودم شدی

 

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
چگونه بگویم
تاريخ: سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت :12:52
بگو چگونه بگویم دوستت دارم

شبم، ولی سپیده دم دوستت دارم

هنوز میان همین پس كوچه های كوچ

ترانه ی ایل دلم دوستت دارم

بگو می شود این آرزو كه ذل بزنم-

به چشم تو و بگویم دوستت دارم

باور نمی كنی زمن اینهمه شوریدگی؟

به ذات اقدس غم دوستت دارم

حالا كه شعر زبان من شده هر احساس

میان غزل داد می زنم دوستت دارم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
سجاده عشق
تاريخ: سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت :9:47
  یادمان باشد سر سجاده عشق

                    جز برای دل محبوب دعائی نكنیم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
سخن..
تاريخ: سه شنبه سیزدهم شهریور 1386 ساعت :9:36
شب که می رسد به خودم وعده می دهم                                      
                                   که فردا صبح حتما به تو خواهم گفت
صبح که فرا می رسد و نمی توانم بگویم                                
                 رسیدن شب را بهانه میکنم

                 و باز شب می رسد و صبحی دیگر

              و من هیچ وقت نمی توانم حقیقت را به تو بگویم

بگذار میان شب و روز باقی بماند که   

                        چه قدر

                                                            دوست دارم....

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
صدای عشق
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :22:21
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر            یادگاری که دراین گنبد دوار بماند

به تماشاگه زلفش   دل حافظ     روزی            شد که باز آیدوجاوید گرفتار بماند

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
حرف تنهایی دل
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :22:2
شاید روزی صد بار بیام اینجا.
با کلی درد دل و حرف تنهایی ولی هربار نمی دونم چی میشه که نمی تونم بنویسم.
من هزارتا دنیا حرف نگفته دارم.ولی نمی دونم چرا توانایی بیان کردنش رو ندارم.
نگه داشتنش خیلی سخته.
نه اینکه نخوام بگم. نمی تونم.
چه کنم؟؟
نمی تونم..........

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشقم
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :20:59
من چرا دل به تو دادم كه دلم میشكنی
یا چه كردم كه به من باز نگه می نكنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند رقیبان كه تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر از دل بروند
تو چنان در دل ما رفته كه جان در بدنی

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
دوستش دارم
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :11:17
او بگویید دوستش دارم به او که قلبش به وسعت دریاییست که قایق کوچک دل من در آن غرق شده .

به او که مرا از این زمین خاکی به سرزمین نور و شعر و ترانه برد . و چشمهایم را به دنیایی پر از زیبایی باز کرد

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق رو به خاطر تو
تاريخ: دوشنبه دوازدهم شهریور 1386 ساعت :11:13
من عشق را در تو

تو را در دل

دل را موقع تپیدن

و تپیدن را به خاطر تو دوست دارم

من غم را در سكوت

سكوت را در شب

شب را دربستر

و بستر را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم

من بهار را به خاطر شكوفه هایش

زندگی را به خاطر زیبایی اش  و زیبایی اش را به خاطر تو دوست دارم

من دنیا را به خاطر خدایش

خدایی كه تو را خلق كرد دوست دارم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق یعنی..
تاريخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت :14:25

عشق یعنی انتظار و انتظار

                                    عشق یعنی هرچه بینی عکس یار

عشق یعنی دیده بر در دوختن

                                    عشق یعنی در فراقش سوختن

عشق یعنی شعله بر خرمن زدن

                                    عشق یعنی رسم دل بر هم زدن

عشق یعنی لحظه های التهاب

                                    عشق یعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن

                                    عشق یعنی آب بر آذر زدن

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
فقط تو را دوستت دارم ...
تاريخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت :14:16

اگر ابر بودي به انتظار اشکت مي نشستم، اگر مهر بودي در پرتو ات خود را

گرم مي کردم، اگر باد بودي چون برگ خزان خود را بدستت مي سپردم،

اگر خدا بودي به تو ايمان مي آوردم تا بداني دوستت دارم، اگر هيچ بودي

از تو ابر سپيدي مي ساختم، از تو خورشيد با شکوهي بوجود مي آوردم،

تو را نسيم ملايمي مي کردم از تو خدايي بزرگ مي ساختم، تا بداني که

فقط تو را دوستت دارم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
غم..
تاريخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت :14:9

چه غریب ماندی ای دل

نه غمی نه غمگساری

نه در انتظار یاری

نه  ز یار انتظــاری

غــم اگر به كوه گویم بگریـزد و بریـزد

كه دگر بدین گرانی نتوان كشید باری

به غروب این بیابان بنشین غمین و تنها

بنگر وفــای یاران كه رها كنند یـــــــــاری

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
آسمون
تاريخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت :14:2

توی آسمون دنیا ؛ هر كسی ستاره داره
چرا وقتی نوبت ماست ؛ آسمون جایی نداره

واسه من تنهایی درده ؛ درد هیچ كسو نداشتن
هر گل پژمرده ای رو ؛ تو كویر سینه كاشتن

دیگه باور كردم انگار ؛ كه باید تنها بمونم
تا دم لحظه مردن ؛ شعر تنهایی بخونم

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: یکشنبه یازدهم شهریور 1386 ساعت :11:42
شب بود و شمع بود ومن بودم و غم

شب رفت و شمع سوخت و من ماندم و غم

چون شمع نشستم که بسوزم سر راهت

چون اشک چکیدم که ببینم رخ ماهت

بیا بیا که سوختم همیشه به راه تو

بهشت را فروختم به نیمی از نگاه تو

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق .
تاريخ: شنبه دهم شهریور 1386 ساعت :20:35
عشق نمی پرسه تو کی هستی؟ عشق فقط میگه: تو ماله منی . عشق نمی پرسه اهل کجایی؟ فقط میگه: توی قلب من زندگی می کنی .عشق نمی پرسه چه کار می کنی؟ فقط میگه: باعث می شی قلب من به ضربان بیفته . عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟ فقط  میگه: همیشه با منی

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: شنبه دهم شهریور 1386 ساعت :20:18
 سر به سنگی می زدم فر یاد خوان

پاسخم آمد شکست آن استخوان

سنگ سنگین دل چه میداند که مرد

از چه سر بر سنگ میکوبد به درد

او همین سنگ است و از سر ها سر است

سنگ روز سر شکستن گوهر است

تا چنین هنگامه سنگ است و سر

قیمت سنگ است از سر بیشتر

روز گارا از تو ام منت پذیر

گوهر مارا کم از سنگی مگیر

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
از خدا خواستم
تاريخ: شنبه دهم شهریور 1386 ساعت :15:19

من از خدا خواستم،
نغمه های عشق مرا به گوشت
برساند تا   لبخند مرا
هرگز فراموش نكنی و
ببینی كه سایه ام به
دنبالت است تا ابد
نپنداری تنهایی.


نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق چیست
تاريخ: شنبه دهم شهریور 1386 ساعت :14:58
به کوه گفتم عشق چیست ؟ لرزید . به ابر گفتم عشق چیست ؟ بارید . به باد گفتم عشق چیست ؟ وزید . به پروانه گفتم عشق چیست ؟ نالید . به گل گفتم عشق چیست ؟ پرپر شد . به انسان گفتم عشق چیست ؟ !؟ در حالی که اشک از چشمانش جاری بود گفت : دیوانگیست

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: شنبه دهم شهریور 1386 ساعت :14:48
به چشمی اعتماد کن که به جای صورت به سیرت تو می نگرد ، به دلی دل بسپار که جای خالی برایت داشته باشد و دستی را بپذیر که باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است

عشق ان نیست که یک دل به صد یار دهی            عشق ان است که صد دل به یک یار دهی

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :17:23
عشق یعنی غوطه خوردن بین موج
عشق یعنی رد شدن از مرز اوج
عشق یعنی از سپیده تا سحر
عشق یعنی پا نهادن در خطر
عشق یعنی لحظه دیدار یار
عشق یعنی دست در دست نگار

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
خیلی سخته
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :16:30

خيلي سخته که بغض داشته باشي ، اما نخواي کسي بفهمه...

خيلي سخته که عزيزترين کست ازت بخواد فراموشش کني...

 خيلي سخته که روز تولدت، همه بهت تبريک بگن،

 جز اوني که فکر مي کني به خاطرش زنده اي...

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق چیست ..
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :16:18
به کودکی گفتند : عشق چیست؟ گفت : بازی.
به نوجوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت : رفیق بازی.
به جوانی گفتند : عشق چیست؟ گفت : پول و ثروت.
به پیرمردی گفتند : عشق چیست؟ گفت :عمر.
به عاشقی گفتند : عشق چیست؟ چیزی نگفت.آهی کشید و سخت گریست

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :15:33
عاشقی را شرط اول ناله وفریاد نیست
تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست
عاشقی مقدورهر عیاش نیست
غم کشیدن صنعت نقاش نیست

چه رازی داره این هسته ی گل !

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق آمد
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :15:21
عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
تا کرد مرا تهی و پر کرد زدوست
اجزای وجود من همه دوست گرفت
نامی است زمن بر من و باقی همه اوست

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
عشق یعنی چه
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :15:16
از بهار پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت تازه شكفته ام هنوز نمیدانم

از تابستان پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت درگرمای وجودش غرقم نمیدانم

از پاییز پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت در هزار رنگ آن باخته ام نمیدانم

از زمستان پرسیدم عشق یعنی چه؟گفت سرد است و بی رنگ

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
صبور
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :15:5

چنان قوی باش که هیچ عاملی ، آرامش فکر تو را بر هم نزند .
درباره سلامت، شادمانی و خوشبختی سخن بگو.
محاسن و مزایای دوستانت را به آنان گوشزد کن .
در هر چیز ، جنبه روشن آن را ببین .
همیشه درباره بهترین پیش آمدها فکر کن.
از موفقیت دیگران همان قدر خوشحال باش که از موفقیت خودت خوشنود می شودی.
به اشتباهات گذشته فکر مکن ، اما از آن ها درس بگیر.
شاد و بشاش باش و به دیگران لبخند بزن .
آن قدر بزرگ باش که نگران نشوی ، آن قدر نجیب و موقر باش که خشمگین نشوی و آن قدر شاد باش که اجازه ندهی مشکلی بروز کند

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
پائولو کوئیلو
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :15:0
آدم ها به هم گل می دهند ، چون معنای حقیقی عشق در گل ها نهفته است . كسی كه بكوشد صاحب گلی شود ، پژمردن زیبایی اش را هم خواهد دید . اما اگر به همین بسنده كند كه گلی را در دشتی بنگرد ، همواره با او خواهد ماند. چون آن گل با عصر هنگام ، با غروب خورشید ، با بوی زمین خیس و با ابرهای افق آمیخته است ...

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
دیروز ، امروز
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :14:56
دیروز...
باز باران با ترانه با گوهرهای فراوان می خورد بر بام خانه ...
و اما امروز...
باز باران بی ترانه... باز باران با تمام بی کسی های شبانه... می خورد بر مرد تنها...می چکد بر فرش خانه...باز می آید صدای چک چک غم...باز ماتم من به پشت شیشه ی تنهایی افتاده... نمی دانم...نمی فهمم کجای قطره های بی کسی زیباست؟...نمی فهمم, چرا مردم نمی فهمند که آن کودک...که زیر ضربه شلاق باران سخت می لرزد...کجای ذلتش زیباست؟!

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
درد عشق
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :13:29
گفتمش آغاز درد عشق چیست؟ گفت آغازش سراسر بندگیست گفتمش پایان آن را هم بگو گفت پایانش همه شرمندگیست گفتمش درماندردم را بگو گفت درمانی ندارد، بی دواست گفتمش یک اندکی تسکین آن گفت تسکینش همه سوز و فناست

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
غم
تاريخ: جمعه نهم شهریور 1386 ساعت :13:21
وقتی از مادر متولد شدم..صدایی در گوشم طنین انداخت که بعد از این با تو خواهم بود. به او گفتم تو کیستی؟ گفت :غم!
فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با اون بازی خواهم کرد. ولی بعدها فهمیدم!! که من عروسکی هستم در دستان غم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
© This Template Designed By Soltanbanoo