تبليغاتX
ღღ My Love Is Tivaღღ

عشق
تاريخ: پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت :22:16

      

  شاید با یک نگاه متولد شود

     اما آنگاه که متولد شد,

     در تخیلات فرو مرو

    آنچه فکر میکنی عمل کن

   با خود بگو میتوانم

   چون تنها نیستی

   نیروی عظیم عشق

   تو را یاری میکند

   و وجود تو را استوار میسازد

   آنگاه تو مشکلات را نخواهی دید

  هدف را خواهی دید

  برای تسخیر هدف مبارزه کن

از هیچ چیز نهراس

مادام که عشق با توست,

 زندگی را زیبا میبینی

پس عاشق بمان

و عاشق بمیر

و این را بدان

آنانکه عاشق نیستند

مرده اند

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه یکم مهر 1386 ساعت :22:40
یک رنگی و بوی تازه از عشق بگیر
پر سوز ترین  گدازه  از  عشق بگیر
در هر نفسی که میتپی ای دل من
یادت نرود اجازه از    عشق     بگیر

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: پنجشنبه بیست و نهم شهریور 1386 ساعت :18:19
. . . ترانه ای باش میان این سكوت تنگ و تاریك . . .

در آغوشم بگیر میان این تگرگ غصه ها . . .

من خسته ام . . .

دلم برای چشمانت تنگ میشود . . .

كه بیایی با كوله باری از ترانه . . .

كه صر پاره كنی لحظه های درد آلودم را . . .

بیا كه فرصتی نمانده . . .

من برای داشتن لحظه ای از تو تمام داشته ام داده ام . . .

بیا كه فرصتی نمانده . . .

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت :22:47
کسی دیگر نمی کوبد در این خانه متروک ویران را کسی دیگر نمی پرسد چرا تنهای تنهایم و من چون شمع می سوزم و دیگر هیچ چیز از من نمی ماند و من گریان و نالانم و من تنهای تنهایم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تو
تاريخ: سه شنبه بیست و هفتم شهریور 1386 ساعت :16:55
تو الفبای عشق منی،
تمام واژه های زندگی ام با تو ساخته می شود،
تمام جملات درونم از تو سرچشمه می گیرد،
سخن دل و دیده ام تویی،
گاهی وقتها دلم می خواهد شیرین ترین شعر جهان را بسرایم و تقدیمت كنم،
دوست دارم زیباترین داستان عالم را بنویسم و به حضورت آورم،
دوست دارم فریاد بزنم،
تجلی پندارم، نوای زمزمه هایم و آوای ناگفته هایم تو هستی،
دوستت دارم،
و می دانم كه دوستم داری.

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
انتظار..
تاريخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت :20:36
خسته ام کنون ز  انتظارها
در میان ابراها و یاس ها

من همیشه مانده ام میان این دلم
در میان عقل و دیده ها و رازها

اینک ای توان ناتوان من
دست خود به شانه ام دراز کن

کن نوازشی نگاه سرد من
با دلم ترانه ای تو ساز کن

در تمام روزهای سرد من
آتشی که رنگ آن نگاه توست ...

بر سکوت آبی ام جوانه کرده ست
این سکوت من که مامن جفای توست !

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: دوشنبه بیست و ششم شهریور 1386 ساعت :12:4
ایست زمان

 هر لحظه کندتر می شود

نبض ساعت

گویی ثانیه شمار ایستاده می دود

دیگر مات شده اند

ثانیه ها

در شفافیت ایست زمان

و حالا دیگر

تک تک سلول های دالان

ساعتشان را نگاه می کنند

که چگونه بی حرکت

می رقصد زمان

و همچنان ایستاده می دود

ثانیه شمار

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :11:44
اشکها میلغزند بر رخسار زردم


آرزو دارم جایی روم که دیگر بر نگردم


روز و شب رهسپار گشتند و افزودند دائم


شامها داغی به داغم روزها دردی به دردم

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
انتظار
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :0:27
انتظار می کشم و باز انتظار می کشم؛ کار دیگری جز انتظار ندارم. انتظار برای آن چیزهایی که آرزوهایم را ساخته اند. انتظار برای روزهای بهتر، انتظار برای پایان تیرگی ها، انتظار برای گفتن حرفهای نگفتهای که راه گلویم را سد کرده اند، انتظار برای پایان یافتن خاموشی فریادهایم، انتظار برای شنیدن صدایی عاشقانه از میان تیرگی شب

 

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
تاريخ: یکشنبه بیست و پنجم شهریور 1386 ساعت :0:12
کاش قلبم درد تنهایی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
کاش برگ های آخر تقویم عشق
حرفی از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمود و قربانی نداشت

نوشته شده توسط lOve | موضوع: | لينک ثابت |
   © This Template Designed By Soltanbanoo